






نظرات ()این تپه در فاصلة 1300 متری جنوب تپة کنار صندل شمالی قرار گرفته و بقایای دژ عظیمی است که به احتمال بسیار زیاد زمانی اقامتگاه فرمانروای پادشاهی مستقر در این منطقه بوده است. این دژ عظیم بر فراز تپة باستانی کهنتری به بلندی 10 متر ساخته شده است و امروزه با گذشت نزدیک به پنج هزار سال از تاریخ ساخت این بنا هنوز 11 متر از این بنا باقی مانده است. این سازة عظیم دارای قسمتهای مختلفی است که شامل دیوار های مختلف و فضاهای معماری متعدد می شود که هر کدام از آنها دارای کاربرد خاصی بوده است که از جملةآنها می توان به کارگاههای صنعتی که در آنها اشیاء هنری و صنعتی ساخته می شده است و قسمتهای تجاری اشاره کرد؛ در بلندترین قسمت این قلعه بقایای تالار بزرگی وجود دارد که مقر اصلی فرمانروایی آن پادشاهی بوده است


خارج از دیوار دور قلعه آثار منازل و بخشهای مسکونی قرار دارد که این بخش از معماری با معماری قسمت حاکم نشین تفاوت بسیاری دارد و در این قسمت فضاهای کوچکتری وجود دارد که با خشتهای کوچکتری با ابعاد 10×20×30 سانتیمتر ساخته شده اند و در این بخش از فضاها ما شاهد وجود اتاقهای مختلف در هر یک از واحدها هستیم و که هر کدام از این فضاها به توجه به کار برد خاصی که داشته ساخته شده است بعنوان مثال در این واحدهای مسکونی فضاهای کوچکی با ابعاد 1×2 متر وجود دارد که بدون ورودی است و از آن بعنوان انبار یا سیلو برای ذخیرة غلات مختلف استفاده میشده است ؛ یا در این فضاها اتاقهای نشیمن که برای استراحت و زندگی خود مردم استفاده میشده است دارای ابعاد بزرگتری نسبت به سایر فضاها است .هر کدام از این واحدهای مسکونی دارای یک حیاط است که بیشتر فعالیتهای روزانه در آن انجام می شده است و ما معولاًبقایای تنور ها و اجاقها را در داخل حیاط مشاهده می کنیم . هر چند که بقایای اجاقها نیز در داخل خانه ها هم وجود دارد

با بررسیها و کاوشهای انجام شده به فاصلة حدود 500 متری از قسمت حاکم نشین نیز ما با بقایای منا زل و قسمتهای مسکونی مواجه هستیم و بطور کلی وسعت این شهر حدود 2×3 کیلو متر است که نشان دهندة عظمت این شهر و پیشرفت مردمان این منطقه در معماری و شهرسازی می باشد

پوشش تمامی بناها در این دورة از چوب بوده و به همین علت نیز از این دورة تا کنون هیچ بنایی با سقف سالم بر جای نمانده است اما آثار چوبهابه صورت زغال و چوبهای پوسیده در این بناها به چشم میخورد
درقسمت غربی این دژ که ورودی قلعه نیز در این قسمت قرار دارد برج عظیمی قراردارد که نمای بیرونی این برج با قلوه سنگهای رودخانه ای تزئین و سنگ کاری شده است و فواصل بین این سنگها نیز با ملات کاه گل بند کشی شده است امروزه در حدود 3 متر از این برج باقی مانده است اما ارتفاع واقعی این برج به اندازة ارتفاع خود قلعه بوده است .
مصالح بکار رفته در ساخت این بنا خشتهای بسیار بزرگی است با ابعاد 15×30×60 سانتیمتر که کاملاً مناسب برای ساخت اینچنین بنای عظیمی می باشد .
اطراف قلعه را باروی عظیمی به قطر 10 متر در بر می گیرد که قسمت حاکم نشین را در میان میگرفته و آن را از قسمت عامه نشین جدا می کند .از این دیوار بزرگ نیز امروزه بیش از 3 متر باقی مانده است اما به احتمال زیاد ارتفاع این دیوار نیز به اندازةقطر آن یعنی در حدود 10 متر بوده است ؛ سطح خارجی و نمای بیرونی این دیوار دارای بیرون آمدگیهایی است که برای تزئین این دیوار ساخته شده است این تزئینات کنگره ای شکل دارای 80 سانتیمتر بیرون آمدگی و 2 متر طول است
نظرات ()
این تپه در روستای کنار صندل و به فاصلة حدود 25 کیلومتری جنوب شهر جیرفت قرار دارد و در واقع این تپة باقی ماندة یک بنای یادمانی باشکوه است که از حدود 4200-4300 سال پیش برجای مانده است این بنای عظیم یک بنای مذبی بوده و برای ساخت آن از خشت خام و ملات گل و کاه گل استفاده شده است . تمامی خشتهای بکار رفته در ساخت این بنا دارای ابعاد10×40×40 سانتیمتر هستند و برای ساخت این خشتها از مواد دیگری نیز درخمیرة خشتها جهت استحکام بیشتر استفاده شده است که این مواد شامل کاه ، قطعات ریز سفال و دانه های شن و ... می باشد
نظرات ()درجنوب شرق ایران هلیل رود تنها رود دائمی است؛ آب همیشگی هلیل رود ، خاک حاصلخیز ، دشتهای وسیع و نسبتاً هموار جیرفت و رودبار بهمرا ه شرایط مناسب و مطلوب آب وهوایی نیز موجب شکل گیری یکی از تمدنهای کهن و غنی بشری شده است ؛ بنحوی که این کهن تمدن با تمدنهای کهن و اولیة بشری یعنی بین النهرین و سند برابری می کند دشت صوغان نیز بواسطةخاک حاصلخیز خود بهمراه منابع عظیم و شناخته شده معدنی که در پیرامون آن وجود دارد خاستگاه یکی دیگر از تمدنهای کهن و اولیة بشری در استان کرمان بوده است . امروزه تل ابلیس واقع در دشت بردسیر ، تپه یحیی در دشت صوغان ، تمدنهای حاشیة هلیل رود در جیرفت و رودبار و تمدنهای حاشیةدشت لوت در غرب دشت لوت ( لوت مرکزی ) از جمله تمدنهای اولیه و کلیدی در ایران بشمار می روند که کاوشهای علمی چندی در این آثار ارزشمند صورت گرفته و به جهانیان معرفی شده است و بهمدد اینکاوشها شناخت و آگاهی ما از زوایای تاریک و نا شناختةانسان بیشتر شده است .آثار و شواهد حیات انسان سده ها و هزاره ها ی گذشته امروزه به صورت تپه های مصنوعی کم و بیش وسیعی دیده می شود که بسته به میزان عواملی که پیشتر به آن اشاره شد طی یک دوره و یا ادوار گوناگون محل استقرار بوده است و در نتیجة عوامل گو ناگونی همچون سیل ، زلزله ، حملة اقوام همسایه ، بیماریهای واگیر ، آتش سوزی و ... از بین رفته و امروزه بعد از گذشت هزاره ها با کلنگ باستان شناسان شکافته و آثار آن آشکار میگردد. در کنار عوامل مختلف جوی که همواره موجب تخریب و از بین رفتن ابنیه و آثار معماری بوده است عوامل انسانی و بتدریج با شکل گیری جوامع صنعتی در نتیجه پیشرفت علم و تکنولوژی دستگاههای سنگین مکانیکی بیشترین ضربه را به بقایای تمدنهای کهن بشری وارد آورده است ؛فعالیتهای عمرانی ، کشاورزی و صنعتی به همراه رشد و گسترش شهرها و آبادیها ، بسیاری از این آ ثار را که بصورت تپه یا محوطه بوده است از بین برده است . نگاهی به تپه ها و محوطه هائیکه طی سالهای اولیةانقلاب اسلامی در حوزة فرهنگی هلیل رود و دشت جیرفت ورودبار ازبین رفته اند بسیار غم انگیز و دردآور است ، در کنار همة عوا مل تخریب سودجوئیهای انسان طمعکار بواسطة طبیعت آن در کنار قوانین و ضوابط نه چندان محکم موجب شده است تا بسیاری از این یادمانهای بشری در معرض خطر نابودی قرار گیرد و حفظ و حراست از این آثار وظیفه ایست سنگین که نه با گماردن نگهبانی و ایجاد پاسگاه حفاظتی برای هر تپه و محوطه امکانپذیر است و نه با سرمایه گذاریهای کلان ؛ بلکه ارائةآگاهیهای لازم به تودة مردم در خصوص ارزش و اهمیت آثار فرهنگی – تاریخی و بویژه تپه های باستانی برترین و مهمترین ابزار جهت حفاظت و نگهداری از این یادمانهای فرهنگی و مواریث ارزشمند نیاکان است .
نظرات ()این آثار بطور کلی از لحاظ جنس به سه دسته تقسیم می شوند:
ـ آثار و اشیاء فلزی
ـ آثار و اشیاء سنگی
ـ آثار و اشیاء سفالی
از لحاظ زمانی این اشیاء بیشتر به هزارة سوم قبل از میلاد تعلق دارند که این دوره در باستانشناسی به عصر مفرغ مشهور شده است، در واقع در این دوره بشر به تکنیک و فن ساخت فلزی به نام مفرغ یا همان برنز دست پیدا کرد که با استفاده از ترکیب فلز مس با فلزات دگر مانند قلع و روی ساخته می شد و کشف این فلز یک تحول مهم در تاریخ و تمدن بشری بود .با ساخت این فلز بشر به راحتی میتوانست لوازم و ادواتی را که قبل از ان ساخت آنها با فلزی مانند مس غیر ممکن بود نیز بسازد، از آنجا که این فلز به علت استحکام و سایر مزیتهایی که داشت تاثیر زیادی بر پیشرفت و گسترش تمدن داشت این دوره در باستانشناسی به عصر مفرغ معروف گشته است. کشف این فلز همچنین تاثیر زیادی بر سایر صنایع داشت از جمله این صنایع می توان به تولید انبوه میله ها و درفشهایی که برای کنده کاری و منقوش کردن ظروف و اشیاء سنگی نیز کار میرفت اشاره کرد .البته در این دوره هنوز هم از مس استفاده میشده است اما نسبت به دوره های قبل استفاده از مس کاهش یافته و به تبع آن استفاده از مفرغ افزایش پیدا کرده است. از اشیاء مفرغی این دوره که نمونه هایی از آن در موزه جیرفت نیز موجود است میتوان به انواع ظروف مفرغی و ابزارهای دیگری نظیر میله ها و درفشها و خنجرها و اشیاء دیگری نظیر تبرها و... اشاره کرد. علاوه بر مس و مفرغ از دیگر فلزاتی که در این دوره مورد استفاده قرارمیگرفته میتوان به طلا اشاره کرد که از آن برای ساخت زینت آلات و وسایل تزئینی اشاره کرد که این اشیاء بیشترشامل مهرههایی برای ساخت گردنبند هستند که در برخی موارد ساخت آنها شگفت انگیز است مثلاً مهرههایی از این دوره بدست آمده که طول آنها 1 میلیمتر و قطر آنها نیز در حدود یک میلیمتر است و سوراخی در وسط مهره ها جهت گذراندن نخ یا چیز دیگری است که این مهره ها را به یکدیگر متصل کند و ضخامت ورقه ای که این مهره ها از آن ساخت شده اند به چند دهم میلیمتر میرسد .
نظرات ()شهرستان جیرفت با وسعت حدود 18 کیلومتر مربع در استان کرمان وجنوب شرق ایران واقع شده است .این شهرستان از سوی شرق به استان سیستان و بلوچستان ، از سمت غرب به شهرستانهای بافت و سیرجان ، از سمت شمال و شمال شرق به جبال بارز و ساردوئیه و شهرستان بم و از سوی جنوب به استان هرمزگان محدود می شود .
میانگین ارتفاع این شهرستان از سطح دریا حدود 600 متر و فاصلة آن از مرکز استان حدود 240 کیلومتر است .
آب و هوای جیرفت گرم و مرطوب و دمای آن در تابستان به بیش از 50 درجه سانتیگراد می رسد. اما در جبالبارز و ساردوئیه آب و هوا معتدل و سرد است. بلندترین قله های جبال بارز و ساردوئیه به حدود 4400 میرسد که از مهمترین ارتفاعات این منطقه به شمار میرود و حد فاصل مناطق گرمسیر وسردسیرشهرستان را تشکیل میدهد .چنین تنوعی در آب موجب گوناگونی کشت محصولات گرمسیری و سردسیری شهرستان شده است . مهمترین رود این شهرستان و استان کرمان هلیل رود است که طول آن به 400 کیلومتر میرسد . این رود با مساحت حوزة ابریزی در حدود 8400 کیلومتر مربع از کوههای بافت ، هزار، لاله زار و بهرآسمان سرچشمه میگیرد و پس از مشروب نمودن بخشی از اراضی جلگه جبرفت و رودبار و پیمودن 400 کیلومتر در جهت شمال غرب به جنوب شرق به باتلاق جاز موریان میریزد. از دیگر رودهای مهم این منطقه می توان به رود شور ، خشک رود و رود ملنتی ورودهای فصلی اشاره کرد.
وجود رودخانةعظیم هلیل رود موجب شکل گیری فرهنگها و تمدنهای متکی بر دو شیوة تولید اقتصادی اسکان و کشاورزی ، کوچ در این منطقه شده است که از دورانهای پیش از تاریخ تاکنون وجود داشته اند.
ویژگیهایخاص اقلیمی و زیست محیطی در این منطقه ازجمله کوههای بلند و دشتهای حاصلخیز بویژه از اوایل هزارة سوم قبل از میلاد به بعد باعث شکل گیری یکی از مهمترین حوزه های فرهنگی و کانونها ی مهم اقتصادی _ صنعتی در شرق باستان شده است . از سوی دیگر این حوزه توانسته است در ارتباط مستمر با فرهنگها و تمدنهای بین النهرین، ایلام و مناطق شرقی فلات ایران دستاوردهای فرهنگی و اقتصادی مهمی را به فرهنگ و تمدن دنیای باستان ارائه کند.
موقعیت خاص جغرافیایی منطقة جیرفت و کرمان، قرار گیری آن در مسیر ارتباطی فرهنگها و تمدنهای بزرگ شرق باستان، ارتباطات فرهنگی _ تجاری و صنعتی حوزة رود سند با بین النهرین ، ایلام و سواحل جنوبی خلیج فارس ، به شکل گیری یک حوزة فرهنگی مهم، غنی و فعال در زمینة تولیدات صنعتی _ کشاورزی و فعالیتهای هنری در منطقة جیرفت و کرمان انجامید . این حوزة فرهنگی بعنوان یکی از مراکز اصلی تمدنی شرق باستان، از اوایل هزارة سوم قبل از میلاد بخش مهمی از نیازها ی کارگاههای صنعتی- کشاورزی ، معابد و کاخهای سلطنتی شرق باستان را به شکل کالاهای تولید شدة صادراتی و یا مواد خام اولیه تامین می کرده است .
در شکل گیری فرهنگهای پیش از تاریخ و ایجاد تمدنهای غنی و شکوفای دوران آغاز تاریخی دو عامل اساسی نقش داشته است : یکی قرار گیری در مسیر ارتباطات تجاری و- فرهنگی و دیگری وجود دشتها و جلگه های حاصلخیز و منابع آب (رودخانه ها ) که وجود این دو عامل مهم در استان کرمان و منطقة جیرفت منجر به تکوین و گسترش و پیشرفت فرهنگها و تمدنهای باستانی در این منطقه گردیده است.اما با تمامی این اوصاف امروزه جیرفت با گذشته قابل مقایسه نیست و شاید یکی از محرومترین بخشهای این سرزمین پهناور(ایران) است با وجودی که شرایط از گذشته تاکنون هرچند تغییراتی پیدا کرده اما با وجود پیشرفتهای بشر در زمینه های علمی و تکنولوژی باید امروزه این سرزمین همانند گذشته شاهد پیشرفت در تمامی زمینه ها باشد اما اینگونه نیست و دلیل آن را شاید باید بیشتر در میان عوامل انسانی و سیاسی( مانند حکومتها ) دانست که خواسته و ناخواسته سعی در محروم نگه داشتن این سرزمین از هرگونه پیشرفتی داشته اند تا از این راه به خواسته ها و منافع خود برسند و شاید هم دلایل دیگری است که باید به دنبال آنها بود و سعی در از میان برداشتن آنها کرد.
در اینجا به معرفی مختصری درباره بخشی از آثار به جای مانده از تمدنهای باستانی جیرفت که در نتیجة شرایط ذکر شده بوجودآمده اند میپردازیم شاید شناخت گذشته بتواند مارادر ساختن آینده ای بهتر با استفاده از شرایط موجود یاری کند.
از میان تپة ها و محوطة بسیار زیادی که از ادوار پیش از تاریخ تا دوره های اسلامی در جیرفت به جای مانده است و هر کدام از آنها باقی مانده از تمدنی و فرهنگی هستند تپه های کنار صندل که شامل دو تپة عظیم باستانی به نامهای تپة شمالی و تپة جنوبی هستند دارای اهمیت خاصی هستند و از لحاظ کارهای علمی مطالعات و تحقیقات بیشتری بر روی آنها انجام شده است در اینجا سعی میشود به معرفی مختصری از آثار این دو تپه اشاره شود .
نظرات ()